نماز حلال مشکلات


بوعلی سینا هر وقت با مسئله ی مشکلی از نظر علمی و معنوی مواجه می شد برمی خاست، وضو می گرفت، به مسجد می رفت و نماز می گزارد و از خداوند متعال مدد می جست تا مشکل او را حل کند.
زمانی نیاز به یک کتاب فلسفی قدیمی داشت، مسافرت ها کرد و از افراد مختلف پی گیری نمود،اما به جایی نرسید. تا این که روزی به مسجد آمد و دو رکعت نماز خواند و پس از نماز از درگاه خدای بزرگ تقاضا کرد که آن کتاب را برایش برساند. از مسجد بیرون آمد و به سوی منزل حرکت کرد. در راه پیر زنی را دید که مقداری اشیای کهنه، پوسیده و قدیمی را روی زمین پهن کرده و در معرض فروش قرار داده است، چند کتاب هم در بین آن ها به چشم می خورد. بوعلی نگاهی به کتاب ها کرد و یکی از آن ها نظر او را به خود جلب کرد، وقتی که خوب دقت کرد دید همان گم شده ی اوست و آن را به قیمتی که زن گفت خرید.


به نقل از: داستان های صاحبدلان، ج2

  • نظر از: موسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه (خواهران)
    1390/12/16 @ 02:10:40 ب.ظ

    موسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه (خواهران) [عضو] 

    همین طوره

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.