موضوع: "تربیتی"

✿◕ ‿ ◕✿ مدیریت زن در شاد کردن محیط خانواده ✿◕ ‿ ◕✿
پنجشنبه 91/03/18
شادکامی یک احساس درونی با منشأ باطنی است که آثار بیرونی هم داردو وقتی قلباً آماده ی خوش رفتاری شدیم در رفتارمان نیز تجلی می یابد.
هر یک از زوجین در شادکامی زندگی نقش برجسته ای دارند ولی
زن به دلیل مدیریت و اداره ی فضای خانه در این زمینه مسئولیت سنگین تری دارد. همه ی اعضای خانواده با او درارتباط هستند،
زن شاد، خانواده شاد نیز تربیت می کند.
در چنین فضایی زن باید علیه بی حالی و بی حوصلگی قیام کرده و سهم خود را در شادکامی ارتقا دهد و هرگز اجازه ندهد افکار منفی و یأس آلوده ریشه های مسرت و شادکامی را در زندگی او از بین ببرند

مناسبت
چهارشنبه 91/03/17
شهید محمد جهان ارا
ما در مجموع دو سال و دو ماه با هم زندگی کردیم. در این مدت هر لحظه اش برایم خاطره ای است و یادی که در ذهنم جای عمیقی دارد. یکی از یادهای ماندگار که به خصوصیات ایشان مربوط می شود، هدیه دادن محمد به من بود.
شاید خیلی از آقایان یادشان برود که روزهای ازدواج، عقد، تولد و عید چه روزهایی است، اما محمد تمام این روزها را به خاطر داشت و امکان نداشت آنها را فراموش کند، حتی اگر من در تهران بودم.
این یادکردها همیشه با هدیه مادی هم همراه نبود.
هر بار نامه ای می نوشت و از این روزها یاد می کرد.
در این نامه ها مسئولیت من و خودش را می نوشت. ن
امه ای نبود که بنویسد و از امام(ره) یادی نکند.
او با همین شیوه روزهای خاص زندگی مان را یادآور می شد و همه این نامه ها را دارم و هنوز برایم عزیز هستند.
هر بار که آنها را می خوانم می بینم چطور این جوان بیست و پنج ساله دارای روحیه لطیف و عمیقی بوده است. روحیه ای که در محیط خشن جنگ همچنان پایدار ماند.
========================================
مقام معظم رهبری:
این محبتی که خدا در دل شما قرار داده حفظ کنید … و این رابطه ی انسانی ، بر اساس محبت و رابطه عاطفی استوار است.یعنی زن و شوهر باید به هم محبت داشته باشند و این محبت ،همزیستی انان را آسانتر میکند
مطلع عشق ص 67

یه دسته گل
چهارشنبه 91/03/17
شهید علی صیاد شیرازی
هر چی از پشت در آشپزخونه خواهش کردم ، فایده نداشت. درو بسته بود و میگفت : چیزی نیست . الان تموم میشه .
وقتی اومد بیرون دیدم آشپزخونه رو مرتب کرده ، کف آشپزخونه رو شسته ، ظرفهارو چیده سر جاشون ، روی اجاق گاز و تمیز کرده و خلاصه آشپزخونه شده مثل یه دسته گل.
گفتم: با این کارا منو خجالت زده میکنی .
گفت: فقط خواستم کمکی کرده باشم .1.
1. خدا میخواست زنده بمانی ص 7
===============================
مقام معظم رهبری:
زن کار پرداز همه کارهای زندگیتان نیست که همه کارهای زندگیتان را روی دوش او بگذارید و بعد مواخذه کنید. نه ، این یک گلی است در دست شما.2.
2. مطلع عشق ص 50

زن نامسلمان!
سه شنبه 91/03/16
«انْ احْسَنْتُم احْسَنْتُم لِانْفُسِكُمْ وَانْ اسَأتُم فَلَها» «1»
اين آيه از كتاب خدا، در شان زنى شرور نزول يافته است، كه طرح ماجراى آن بىتناسب نيست:
زنى بود از يهود، و با مسلمانان در خشم. و همسايهاى داشته از ياران نبى مكرم، و بس با مكرمت و بزرگوار. و خاركن بود. كارش نيز اين بود كه هر بامداد راهى صحرا مىشد، و با تيشهاى كه داشت هيزمها را جدا مىساخت، و آنگاه بر دوش مىگرفت، و به دروازه شهر مىآمد، و مىفروخت. و از اين راه امرار معاش مىكرد.
اين زن شرير شبى حلوا ساخت، و آن را با زهر درآميخت. و هنگام صبح بر سر راه مرد خاركن درآمد و از نذرى بودن آن گفت، و به وى سپرد. و مرد خاركن نيز گرفت و با خود برد. و در صحرا كار خود را شروع كرد. تا آن كه روز به نيمه آمد.
وضو ساخت. خواست به نماز بايستد كه سوارى خسته از راه رسيد. او را به حلوا تعارف كرد. و مرد سوار نيز اندكى از آن خورد. و ناگاه لرزيد. و از پس افتاد. و مُرد.
خاركن، به تكاپو افتاد. چند نفرى از دور ديد. آنها را صدا كرد. آمدند. و از مردن سوار خبر داد. نمىشناختند. او را شتابان به شهر آوردند. و برابر مسجد مدينه جنازهاش را بر خاك نهادند، و هر كسى كه مىآمد و مىديد نمىشناخت. جبرئيل فرود آمد و پيامبر را گفت: اين، فرزند همان زنى است كه در همسايگى يكى از ياران شماست، و نشانى را داد. و درست نشانى همان زنى بود كه حلوا را ساخته بود!
و آنگاه جبرئيل فرمود: پيامبر! با مردم بگوى كه آنچه مىكنند با خود مىكنند. و سپس اين آيه را برخواند:
«انْ احْسَنْتُم احْسَنْتُم لِانْفُسِكُمْ وَانْ اسَأتُم فَلَها» مينديش در حق مردم بدى
كه آرى بلا بر سر خويشتن
نبينى كه رنج فراوان كشد
كه چاهى كند بهر من چاه كن
به آخر چو چَه را به پايان بَرَد
وى اندر تكِ چاه بينى نه من 2
(1) اسراء/ 7.
(2) ابن يمين، متوفى 769.

از يك مسيحى كمتر نباشيم!
سه شنبه 91/03/16
هر وقت مىخواهم اين مطلب را بگويم يا بنويسم بهواقع دلم مىسوزد.
وقتى مشغول نوشتن يكى از كتابهايم بودم كه در رابطه با قرآن كريم بود، به كتاب يك دانشمند قرآنشناس فرانسوى به نام «انتين دينه» برخوردم. ايشان در انتهاى مجلد دوم كتابى كه درباره پيامبر نوشته مىنويسد:
يا رسول اللّه، خودت و قرآنت در ميان امت خودت (دقت شود! نمىگويد در ميان مسيحيان و ارمنىها و يهوديان)، در كمال غربت قرار دارى. من هم كه با خانوادهام در پاريس زندگى مىكنم و هيچ كمكى از دستم بر نمىآيد. تنها چيزى كه به نظرم مىرسد اين است كه با نيت پاك خودم و زن و بچهام مسلمان شويم و به تمام برنامههايت عمل كنيم. من به اين اندازه مىتوانم غربت تو را جبران كنم.
اين را يك مسيحى نوشته است. خوب است فرداى قيامت پيامبر اين مسيحى را به ما نشان دهد و بگويد اين مسيحى اينطور به من كمك كرد، ولى شما، با وجود آشنا بودن با من و با قرآن من، از من و قرآنم عدول كرديد؛ نه به حرفم گوش داديد و نه به قرآنم عمل كرديد؟!
نمىدانم! شايد عدهاى فكر مىكنند اين خانمهاى بد حجابى كه در تهران و كرج و شيراز و اصفهان و جاهاى ديگر مىبينيم مسيحى يا يهودى يا شايد از كمونيستهاى مسكو هستند؟ شايد صبح به صبح با هواپيما اينها را از آمريكا و اروپا به اينجا مىآورند و نصف شب دوباره برشان مىگردانند! آيا ايشان از امت اسلام و امت قرآناند؟ آن هم قرآنى كه بارها به صراحت و كنايه درباره حجاب سخن گفته است؟
چقدر مسلمان حرامخور در جامعه داريم كه وقتى به آنها مىگويند حرام نخوريد، مىگويند: همه دارند مىخورند ما چرا نخوريم؛ همه دارند مىدزدند، ما چرا ندزديم؟ اين رفتارها با كدام قسمت از اسلام و قرآن هماهنگى دارد؟ پس، بيهوده نيست اگر مىگوييم خود مسلمان قرآن را مهجور كرده و غريب گذاردهاند.
استاد حسين انصاريان