
کمون
جوانی نزد دوستانش خواست پیرمردی را دست بیندازد بخندند
دستی کشید به پشت پیرمردی و با خنده گفت: حاجی کمون رو چند می فروشی؟
پیرمرد دنیا دیده گفت: پسرم عمرت به دنیا باشد رایگان
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط فرهنگی در 1391/03/08 ساعت 10:05:56 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
شن | یک | دو | سه | چهار | پنج | جم |
---|---|---|---|---|---|---|
<< < | > >> | |||||
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
1391/03/08 @ 10:33:31 ق.ظ
جباری معز [عضو]
خیلی خوب بود ، خندیدیم .
یا حق
مدرسه علمیه فاطمیه ( س ) قروه درجزین