
دير كرده اي
شاید برای آمدنت دیر کردهای
وقتی نگاه آینه را پیر کردهای
دیری است آسمان مرا شب گرفته است
خورشید من برای چه تأخیر کردهای؟
این بارش بهاری من هم خلاصه شد
در آن دو قطره اشک که تبخیر کردهای
قلب مرا شکستی و یادم نبود که
با تکههاش عاطفه تکثیر کردهای
با آتشی که داغ غم تو به دل زده
من را در عشق منشأ تأثیر کردهای
وقتی که این همه ز غمت شکوه میکنم
شاید برای آمدنت دیر کردهای
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط فرهنگی در 1391/03/09 ساعت 10:56:11 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
شن | یک | دو | سه | چهار | پنج | جم |
---|---|---|---|---|---|---|
<< < | > >> | |||||
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
1391/03/09 @ 11:33:49 ق.ظ
قیاسی [عضو]
امام علی(علیه السلام):آگاه باشید!علمی که درآن فهم نباشدفایده ای ندارد.بدانید!قرائت قرآن اگرهمراه باتدبّر واندیشه(درمعانی آن)نباشدبی فایده است.آگاه باشید!عبادتی که درآن فهم وانیشه نباشدخیری ندارد
1391/03/09 @ 11:01:08 ق.ظ
پیشنمازی [عضو]
سلام .
خداقوت.
موفق باشید
با مطلب “در حضور چه کسی” بروز شدیم .حتما به ما سر بزنید .
منظر حضور و نظر شماییم .
یاحق