آرشیو برای: "خرداد 1391, 18"

گواهان روز حساب

امروز دست تو کار می کند، پایت گام برمی دارد و زبانت می گوید. دست کاری می کند که تو بخواهی، پا قدم در جایی می گذارد که تو امر کنی و زبان چ… بیشتر »

از معرفت دور مانده ایم.

قضاوت انسان درباره خودش کار سختی نیست. هر آدمی خودش را خوب می شناسد. هر کس به دور از توجیهات و بهانه ها و اما و اگرهایی که می آورد، خوب می… بیشتر »

عمل بی معرفت هیچ است.

می گویند باید بدانید و بشناسید تا عمل کنید. می گویند تعلیم، مقدمه تزکیه است، اما شاید قدری تزکیه لازم باشد برای رفتن به سوی تعلیم. شاید… بیشتر »

قدمی فراتر از حس

عادت کرده ایم که همه چیز را حس کنیم و با حس بشناسیم. تقریبا همه آنچه در ذهن ماست، درکی است از آنچه حس کرده ایم. اطرافمان را حس می کنیم… بیشتر »

راه دیگر دستیابی به شادکامی محیط منزل، اخلاق نیکوی زن است

اخلاق خوب زن سایر اعضای خانواده را نیز شاد می سازد. معصومین (ع) خوش خلقی را از نشانه های فرد با ایمان دانسته اند. پیامبر (ص) فرموده است… بیشتر »

روش های شاد کردن محیط خانواده

باید ظاهر خود را شاد و چهره ی خویش را بشاش نگاه دارید . در احادیث آمده است که :« حزن انسان مومن در دل اوست ولی چهره ی او بشاش است.» اگر… بیشتر »

✿◕ ‿ ◕✿ مدیریت زن در شاد کردن محیط خانواده ✿◕ ‿ ◕✿

شادکامی یک احساس درونی با منشأ باطنی است که آثار بیرونی هم داردو وقتی قلباً آماده ی خوش رفتاری شدیم در رفتارمان نیز تجلی می یابد. هر یک ا… بیشتر »

قهوه

شهید مصطفی چمران مادرم موقع خواستگاری برای مصطفی شرط گذاشته بود که این دختر صبح که از خواب بلند میشه باید لیوان شیرو قهوه جلوش بذاری و ..… بیشتر »

دست به غذا نزد

شهید مهدی زین الدین ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چن… بیشتر »

شهادتت مبارک

شهید حمید باکری با چند تا از بچه های سپاه توی یه خونه ساکن شده بودیم. یه روز که حمید از منطقه اومد به شوخی گفتم: دلم میخواد یه بار بیای و… بیشتر »

مقصر

شهید عباس بابایی یه روز که خسته از محل کار به منزل برگشتم دیدم بچه ها دعواشون شده وصداشون تا دم در خونه میاد. با عصبانیت وارد خونه شدم تا… بیشتر »

خجالت

شهید حسن شوکت پور تا اومدم دست به کار بشم سفره رو انداخته بود. یه پارچ آب ، دوتا لیوان و دو تا پیش دستی گذاشته بود سر سفره . نشسته بود تا… بیشتر »

سهل انگاری

شهید یوسف کلاهدوز مشغول کار شده بودم و حواسم به حامد نبود. یهو از روی صندلی افتاد و سرش شکست. سریع بردمش بیمارستان و سرش رو پانمان کردن.… بیشتر »
خرداد 1391
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31