موضوع: "تربیتی"

روحانيون و فحش و مسخره شدن ها
یکشنبه 90/09/27
روحانيون و فحش و مسخره شدن ها
در برابر تمسخر افراد بيمار متناسب با زمان، شرايط و جنسيت و سن آنها از شيوه هاي زير براي مواجهه شدن كمك بگيرند
1- سكوت: چون جواب ابلهان خاموشي است.
2- زمزمه و تكرار آيات آخر سوره مطففين و توجه به مژده خدا:
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ﴿٢٩﴾ وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ ﴿٣٠﴾ وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ﴿٣١﴾ وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَ ﴿٣٢﴾
و بعد با اميد زمزمه كنيد
فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ﴿٣٤﴾
3- توجه به حضور ناظر محترم( خدا، فرشتگان و ائمه)
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُون وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
بگو : عمل كنيد يقيناً خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را مىبينند ، و به زودى شما را به سوى داناى نهان و آشكار بازمىگردانند، پس شما را به آنچه همواره انجام مىداديد آگاه مىكند .
4- جواب زيركانه مانند پيامبر(ص)
روزي پيامبر (ص) با همسرش عايشه نشسته بود ،كه يك مرد يهودي از كنار آنان عبور كرد و به عنوان سلام گقت : سام عليك .
او با اين رفتار خود خواست كينه و دشمني خودرا را آشكار سازد و آداب معاشرت مسلمانان را به تمسخر گرفته و پيامبر (ص) را تحقير کند ،به هر حال پيامبر (ص) درپاسخ او گفت :” عليك (برتو باد )".
دراين هنگام يهودي ديگري از كنار پيامبر گذشت و گفت ” سام عليك ” پيامبر فرمود: عليك .يهودي سوم آمد او نيز همان جمله را تكرار كرد . گويا اين سه نفر با هم قرار گذاشته بودند پيامبر (ص) را اذيت كنند .
عايشه با ديدن اين همه گستاخي و بي ادبي برآشفت و خطاب به آنان كفت ” مرگ برشما باد ، خشم و لعنت خدابر شما بوزينه ها و خوك ها” پيامبر به عايشه فرمود : “اي عايشه ! اگر فحش و ناسزا به شكل جسماني درآيد درشكل بسيار زشت و ناخوشايندي مجسم مي گردد و باعث سرافگندگي و خواري انسان ميشود ، ولي ملاطفت، نرم زباني و زينت مي دهد".
عايشه گفت : آيا نشنيديد اينها چگونه بر شما سلام كردند ؟
پيامبر(ص) فرمود : آري ،رفتار آنها را ديدم و منظورشان را نيز دانستم ، و من هم محترمانه ناسزايشان را به خودشان برگرداندم .
5- تكرار شعر:
سرزنش ها گر كند خوار مغيلان غم مخور
7. توجه و عمل به آيه 34 فصلت:
وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
و نيكى با بدى يكسان نيست. [بدى را] با آنچه نيكوتر است دفع كن كه ناگاه [خواهى ديد] همان كسى كه ميان تو و او دشمنى بود، چون دوستى صميمى گشته است.
دوست روحاني اي دارم مي گفت: فردي در محل به من توهين كرد بدون اين كه چيزي به او بگويم از كنارش رفتم و دم غروب با يك دسته گل رفتم دم منزلش وقتي در را باز كرد و من را ديد خيلي تعجب كرد. البته گل را به او هديه دادم و گفتن چي شده از من بدت مياد و با برخورد نگذاشتم تو روي من خجالت بكشد الان يكي از دوستان صميمي من شده است.
8- يادآوري اين حكايت سعدي:
سگي مرد صحرا نشيني را گاز گرفت. او در حالي كه از پايش خون مي رفت و از درد به خود ميپيچيد به خانه آمد. دختر خردسال، كه كودكانه مي انديشد، به پدر تندي مي كند كه مگر تو را دندان نبود تا سزاي سگ را بدهي. پدر از سخن وي- كه از سر خُردي و خامي است- مي خندند و در جواب مي گويد:
دريغ آمدم كام و دندان خويش
محال است اگر تيغ بر سر خورم
كه دندان به پاي سگ اندر برم
پدر با تصوير سازي بيان ميكند كه بايد فرقي بين انسان و سگ باشد. اگر قرار شود هر دو مثل هم عمل كنند پس چه فرقي بين آن دو است.
برگرفته از سایت گفتگوی دینی

این الطالب بدم المقتول بکربلا
سه شنبه 90/09/15

تشییع شهدای گمنام شهرستان گمنام
جمعه 90/09/11
لاله های بی نام و نشان/ دو شهید گمنام میهمان همیشگی کهنوج شدند
مراسم تشییع :
ا
قبور شهدا در تپه نور الشهدا:

مجلس عزا
چهارشنبه 90/09/09
عاقبت مدفن ما دشت بلاخواهدشد
قبله سوم ما کرب و بلاخواهد شد
برف سهل است اگرسنگ ببارد هرشب
مجلس گرم عزای تو به پاخواهد شد

یاحسین(علیه السلام)
شنبه 90/09/05
دلت که گرفـــت
تا کربــــلا راهـــــے نیست
شش ســمت ِ دلـــت را بــه ســمت ِ شــش گــوشــه کــن
چـــشـم فـــــرو بند
دســـت بر سیــنــــه بــگذار
و
لــــــب گــــشا …
الــســـــلام علـیــــــک یا عطشــــــان
√ زیارت قبــــــول کـــــربلایے