موضوع: "تربیتی"

حضور قلب

استاد اخلاق دکتر آقا تهرانی می فرمودند: برخی می پرسند چرا ما حضور قلب نداریم؟
من میگم چرا حضور قلب داشته باشیم با این همه بلایی که سر چشم و گوش و قلب و ذهن و قوه خیال مون میارم. وقتی تو روز اینها رها هستند و آزاد بدون محدودیت همه جا می روند و کانال شون رو همه چیز باز است اگر حضور قلب داشته باشیم جای تعجب داره.
بعد می گفتند یکی از مسئولان نظام تصاویری را جمع آوری کرده بودند به من گفتند بایید ببینید جوانان ما چه می بینند.
گفتم اصرار نکنید من نمی بینم. لازم نیست من هم ببینم و بفهمم که چه می بینند. و ذهن و خیال و فکرم را آلوده کنم

ماجرای متنبه شدن آیت الله بهاءالدینی به دلیل بداخلاقی با مادر

در ماه مبارک رمضان، علاوه بر کارهای روزانه، گاهی ساعتی نزد مادرم می ماندم و پس از صرف افطار به ادامه درس و بحث و مطالعه می‌پرداختم.
شبی دیر وقت به خانه برگشتم، به طوری که یک ساعت بیشتر به اذان صبح نمانده بود!هنگامی که وارد خانه شدم، مادرم را چنان ناراحت و آشفته خاطر دیدم که ناگهان به سوی من آمد و گفت: چرا این قدر دیر کردی؟! از ناراحتی و نگرانی تا الان نخوابیده ام.

و بنده با غرور جوانی ای که داشتم، به جای اظهار محبت و عذرخواهی از ایشان گفتم:

بی خود نخوابیده اید، می خواستید بخوابید.اما چندی نگذشت که چوب این برخورد غلط را خوردم. هر چند آن شب در پی کار خوب و پسندیده بودم، ولی به خاطر پایمال کردن حقوق دیگران و اذیت پدر و مادر تنبیه شدم.

دستگیره محکم ایمان

تا آخر هيچيك از شاگردان نتوانست به سؤالي كه معلم عاليقدر طرح كرده بود جواب درستي بدهد . هر كس جوابي داد و هيچيكدام مورد پسند واقع نشد . سؤالي كه رسول اكرم(ص) در ميان اصحاب خود طرح كرد اين بود

(( در ميان دستگيره هاي ايمان كداميك از همه محكمتر است ؟))


يكي از اصحاب :((نماز ))

رسول اكرم :(( نه ))

ديگري :((زكات ))

رسول اكرم :(( نه ))

سومي :(( روزه ))

رسول اكرم :(( نه ))

چهارمي :(( حج وعمره ))

رسول اكرم :(( نه ))

پنجمي :(( جهاد ))

رسول اكرم :(( نه ))

عاقبت جوابي كه مورد قبول واقع شود از ميان جمع حاضر داده نشد ؛ خود پيامبر فرمود :(( تمام اينهايي كه نام برديد كارهاي بزرگ و با فضيلتي است ؛ ولي هيچكدام از اينها آنكه من پرسيدم نيست . محكمترين دستگيره هاي ايمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست .))

منبع: کافی. ج 2 ص 125. حدیث 6

" هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد"

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل

مردم را ببيند خودش را در جايي مخٿي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از

كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد

. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و … با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر

نمي داشت . نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.


بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار

داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن

سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود : ” هر سد و مانعي مي

تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد

منطق ماشین دودی

منبع:مجموعه آثار شهید مطهری- احیای تفکر اسلامی. ج 25 ص425

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31