موضوعات: "فرهنگی" یا "ماه میهمانی خدا"

هر چه دعا کند

بنده ای گفت :خدایا تو که سرنوشت مرا از قبل نوشته ای پس چرا دعا کنم؟؟
خدا گفت :شاید نوشته باشم هرچه دعا کند.

ماجرای جالب هدیه رهبرانقلاب به مشاورارشد اردوغان

به گزارش جهان به نقل از مشرق یکی از مشاوران اردوغان که به شدت تحت تاثیر فضای معنوی دیدار با رهبر معظم انقلاب قرار گرفته بود از معظم له می خواهد به عنوان تبرک هدیه ای دریافت نمایند. ایشان نیز یک عدد مهر نماز به مشاور اردوغان که از برادران اهل سنت می باشد هدیه می دهند که این مقام ارشد ترکیه پس از دریافت مهر تبرک شده وصیت می کند این هدیه به همراه وی در سفر آخرتش گذاشته شود تا از رحمت و مغفرت الهی برخوردار شود.

http://www.ghatreh.com/news/nn958405…BA%D8%A7%D9%86

امام هادي(عليه السلام) در كلام رهبر معظم انقلاب

امام هادي(ع) نه فقط تشيع بلكه قرآن، اسلام و معارف دينى را حفظ كرد

حديث معروفى درباره‏ى وفات حضرت هادى (ع) هست كه از عبارت آن معلوم مى‏شود كه عده‏قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‏گونه اي كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‏شناخت؛ چون اگر مى‏شناخت، همه‏ى‏شان را تارومار مى‏كرد؛ اما اين عده چون شبكه قوى‏يى به ‏وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‏توانست به آنها دسترسى پيدا كند.


مقام معظم رهبري(مد ظله العالي) درباره امام هادي(عليه السلام) مي فرمايند:


در نبرد بين امام هادى (عليه‏السّلام) و خلفايى كه در زمان ايشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پيروز شد، حضرت هادى (عليه‏السّلام) بود؛ اين بايد در همه‏ى بيانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.
در زمان امامت آن بزرگوار شش خليفه، يكى پس از ديگرى، آمدند و به درك واصل شدند. آخرين نفر آنها، «معتز» بود - همان‏طور كه ايشان فرمودند - كه حضرت را شهيد كرد و خودش هم به فاصله‏ى كوتاهى مُرد. اين خلفا غالباً با ذلت مردند؛ يكى به ‏دست پسرش كشته شد، ديگرى به دست برادرزاده‏اش و به همين ترتيب بنى‏عباس تارومار شدند؛ به عكسِ … شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‏روز وسعت پيدا كرده؛ قوى‏تر شد.

كودكي امام هادي(عليه‏السّلام) :



حديثى درباره‏ى كودكى حضرت هادى است، كه نمى‏دانم شنيده‏ايد يا نه؛ وقتى معتصم در سال 218 هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادى كه در آن‏ وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‏اش در مدينه ماند. پس از آن‏كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس‏وجو كرد و وقتى شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، على‏بن‏محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصى را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن‏جا كسى را كه دشمن اهل‏بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد. اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكى از علماى مدينه را به نام «الجنيدى»، كه جزو مخالفترين و دشمن‏ترينِ مردم با اهل‏بيت (عليهم‏السّلام) بود - در مدينه از اين قبيل علما آن‏وقت بودند - براى اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذارى هيچ‏كس با او رفت و آمد كند و او را آن‏طور كه ما مى‏خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدى - در تاريخ ثبت [شده] است. حضرت هادى هم - همان‏طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى مى‏توانست در مقابل آن مقاومت كند. بعد از چند وقت يكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدى را ديد و از بچه‏يى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدى گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براى او بيان مى‏كنم، او بابهايى از ادب را براى من بيان مى‏كند كه من استفاده مى‏كنم! اينها كجا درس خوانده‏اند؟! گاهى به او، وقتى مى‏خواهد وارد حجره شود، مى‏گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‏خواسته اذيت كند - مى‏پرسد چه سوره‏يى بخوانم. من به او گفتم سوره‏ى بزرگى؛ مثلاً سوره‏ى آل‏عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اينها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!
ارتباط اين كودك كه على‏الظاهر كودك است، اما ولى‏اللَّه است؛ «وآتيناه الحكم صبيّا» - با اين استاد مدتى ادامه پيدا كرد و استاد شد يكى از شيعيان مخلص اهل‏بيت(سلام الله عليهم)!

سامرا و نفوذ امام هادي(عليه‏السّلام) :



حضرت هادى (عليه‏السّلام) چهل ‏و دو سال عمر كردند، كه بيست سالش را در سامرا بودند؛ آن‏جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‏كردند. سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان تركِ نزديك به خود را - با تركهاى خودمان؛ تركهاى آذربايجان و ساير نقاط اشتباه نشود - كه از تركستان و سمرقند و از همين منطقه‏ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‏شناختند و از اسلام سر در نمى‏آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‏شدند و با عربها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند. در همين شهر سامرا عده‏ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‏السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‏ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‏نگارى و… - برساند. اين شبكه‏هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‏ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‏روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند. امام هادى همه‏ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خونريز همان شش خليفه و على‏رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‏ى وفات حضرت هادى (عليه‏السّلام) هست كه از عبارت آن معلوم مى‏شود كه عده‏ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‏گونه‏يى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‏شناخت؛ چون اگر مى‏شناخت، همه‏ى‏شان را تارومار مى‏كرد؛ اما اين عده چون شبكه‏ى قوى‏يى به ‏وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‏توانست به آنها دسترسى پيدا كند.
يك روزِ مجاهدت اين بزرگوارها – ائمه(عليهم‏السّلام) - به قدر سالها اثر مى‏گذاشت؛ يك روز از زندگى مبارك اينها؛ مثل جماعتى كه سالها كار كنند، در جامعه اثر مى‏گذاشت. اين بزرگواران دين را همين‏طور حفظ كردند، والّا دينى كه در رأسش متوكل و معتز و معتصم و مأمون باشد و علمايش اشخاصى باشند مثل يحيى‏بن‏اكثم كه با آن‏كه عالم دستگاه بودند، خودشان از فساق و فجار درجه يكِ علنى بودند، اصلاً نبايد بماند؛ بايد همان روزها بكل كلكِ آن كنده مى‏شد؛ تمام مى‏شد. اين مجاهدت و تلاش ائمه (عليهم‏السّلام) نه فقط تشيع بلكه قرآن، اسلام و معارف دينى را حفظ كرد؛ اين است خاصيت بندگان خالص و مخلص و اولياى خدا. اگر اسلام انسانهاى كمربسته نداشت، نمى‏توانست بعد از هزار و دويست، سيصد سال تازه زنده شود و بيدارى اسلامى به‏ وجود بيايد؛ بايد يواش يواش از بين مى‏رفت. اگر اسلام كسانى را نداشت كه بعد از پيغمبر اين معارف عظيم را در ذهن تاريخ بشرى و در تاريخ اسلامى نهادينه كنند، بايد از بين مى‏رفت؛ تمام مى‏شد و اصلاً هيچ چيزش نمى‏ماند؛ اگر هم مى‏ماند، از معارف چيزى باقى نمى‏ماند؛ مثل مسيحيت و يهوديتى كه حالا از معارف اصلى‏شان تقريباً هيچ‏چيز باقى نمانده است. اين‏كه قرآن سالم بماند، حديث نبوى بماند، اين همه احكام و معارف بماند و معارف اسلامى بعد از هزار سال بتواند در رأس معارف بشرى خودش را نشان دهد، كار طبيعى نبود؛ كار غير طبيعى بود كه با مجاهدت انجام گرفت. البته در راه اين كار بزرگ، كتك خوردن، زندان رفتن و كشته شدن هم هست، كه اينها براى اين بزرگوارها چيزى نبود.

منبع: بيانات مقام معظم رهبري،30/5/1383

๑☀ هــادی آل فاطمه (س) ☀๑ ویژه نامه مبارزه با هتاکین امام هادی علیه السلام

سلام بر دوستان عزیز

در دهه ی بزرگداشت امام هادی(علیه السلام) قرار داریم پیشنهاد میکنم حتما سری به این ویژه نامه بزنید و در این دهه شماهم قسمتی از وبلاگ یا سایت خودتون رو نذر امام هادی(علیه السلام ) بکنید.

از لینک زیر میتوانیدویژه نامه را ببینید.

☀ هــادی آل فاطمه (س) ☀๑ ویژه نامه مبارزه با هتاکین امام هادی علیه السلام

◊╠ نرم افزار چهل داستان و چهل حديث امام هادی (علیه السلام)╣◊



◊╠ نرم افزار چهل داستان و چهل حديث امام هادی (علیه السلام)╣◊

آگاهى از درون اشخاص

مرحوم شيخ طوسى ، راوندى و ديگر بزرگان به نقل از اسحاق بن عبداللّه علوى حكايت كند:
روزى از روزها پدرم با عمويم با يكديگر اختلاف كردند، درباره آن چهار روزى كه در طول سال براى روزه گرفتن ، نسبت به بقيّه روزها فضيلت و اهمّيتى بيشتر دارد.
لذا براى حلّ اختلاف و گرفتن جواب صحيح تصميم گرفتند تا به ملاقات و زيارت حضرت ابوالحسن ، امام هادى عليه السلام بروند.
و در آن روزها، حضرت در محلّى - به نام صريا - نزديك مدينه ساكن بود؛ و هنوز به شهر سامراء منتقل نشده بود.
به همين جهت ، به قصد زيارت و ملاقات آن حضرت حركت نمودند، هنگامى كه وارد منزل امام هادى عليه السلام شدند و در محضر شريفش نشستند، حضرت قبل از هر سخنى اظهار فرمود: نزد من آمده ايد تا از روزهائى كه در طول سال بهتر است ، در آن ها روزه گرفته شود، سؤ ال نمائيد؟
عرضه داشتند: بلى ، ياابن رسول اللّه ! ما از محلّ خود فقط براى همين موضوع ، آمده ايم .
حضرت فرمود: پس بدانيد كه آن ها چهار روز است :
روز هفدهم ربيع الاوّل سالروز ميلاد مسعود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، روز بيست و هفتم رجب سالروز بعثت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ، روز بيست و پنجم ذى القعده سالروز دَحْو الاْ رض ؛ و آن روزى است كه زمين از زير كعبه الهى پهن و گسترده شد - .
و روز هيجدهم ذى الحجّه سالروز غدير خُمّ - كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله از طرف خداوند متعال ، حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان ((اميرالمؤ منين )) و خليفه بلافصل خويش ، منصوب و معرّفى نمود -.

کار جديدي از اسک دين - بدون نياز به نصب - ويژه رايانه

از اينجا دريافت کنيد
از اينجا دريافت کنيد
از اينجا دريافت کنيد

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31