موضوعات: "فرهنگی" یا "ماه میهمانی خدا"

جلوه های معلمی استاد شهید مطهری//احاطه علمی

یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند


پختگی علمی


یکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید:
استاد کم حرف می زد ولی پخته حرف می زد.


کم گوی و گزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر


و یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله ای طرح نمی شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد.

به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان
دچار لکنت زبان نمی شد

جلوه های معلمی استاد شهید مطهری//هنر تشریح مطالب

یکی از استادان حوزه علمیه قم می گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه الله پس از اینکه روی آیه ای از قرآن بحث شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند.

بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند.

آن قدر جالب صحبت می کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند.

این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می دانستم چیزی هدر نمی رود. و اگر تعبیر بدی نباشد من به حالت رقص در می آمدم.

در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می شد.

اوج خرافه‌پرستی در شیراز +‌تصاویر

پس از این ماجرا وی شغل چوپانی را کنار می‌گذارد و به عرفان و ریاضت روی می‌آورد و از آن به بعد «عارف عابد علی» و آن مکان نیز به «آبادعلی» مشهور می‌شود
منطقه‌ای مشهور به «آبادعلی» در کوه‌های مشرف به بلوار چمران شیراز سه‌شنبه‌های اول هر سال شاهد حضور جمعی از مردم با عقاید خاص است که برای برآورده شده حاجات خود در این مکان جمع می‌شوند و آداب و رسوم عجیب و غریبی را به جای می‌آورند!

شیرازنا نوشت: اوج خرافه‌گرایی و درویش‌ مسلکی این عده تا جایی است که یک درویش را واسطه‌ی حاجات خود و خدا قرار می‌دهند و با کشیدن حاجات خود بر روی زمین و سنگ، هفت مرتبه دور زدن به دور تپه‌ای در این منطقه، روشن کردن شمع و بستن پارچه‌ی سبز به درختان و … به دنبال برآورده شدن حاجات خود هستند.

ماجرای «عارف عابد علی» و منطقه «آبادعلی»!

این افراد معتقدند در زمان‌های دور شخصی که شغلش چوپانی بوده گوسفندان مردم را برای چرا به این منطقه می‌آورد اما گوسفندانش گم می‌شوند و برای پیدا شدن گوسفندان اعمالی را انجام می‌دهد که سرانجام منجر به پیدا شدن گوسفندان می‌شود!

در شجرنامه‌ی این فرد آمده است وی برای پیدا شدن گوسفندانش با چوبدستی خود روی زمین عکس گوسفند می‌کشد و هفت سنگ را به یک نیت روی هم می‌گذارد و خدا را قسم می‌دهد که به مراد دلش برسد و سرانجام در تاریکی شب و به دلیل فرط خستگی به خواب می‌رود و در خواب مولای متقیان(ع) را به خواب می‌بیند که به وی آدرس نوری را نشان می‌دهد که محل گوسفندانش بوده است.

پس از این ماجرا وی شغل چوپانی را کنار می‌گذارد و به عرفان و ریاضت روی می‌آورد و از آن به بعد «عارف عابد علی» و آن مکان نیز به «آبادعلی» مشهور می‌شود و وی نیز چون روز سه‌شنبه آن اتفاق برایش رخ داده بود هفت سه شنبه را وقفه می‌کند که به آن مکان رود و به راز و نیاز بپردازد.

آداب و رسوم منطقه‌ی آبادعلی!

در آداب و رسوم منطقه آبادعلی آمده است که حاجتمندان باید هفت سه‌شنبه بعد از سال تحویل در آن مکان که وقفه‌ی آن عارف می‌باشد حضور پیدا کنند و در ابتدای مسیر به آن تپه نیت کنند و عارف علی را واسطه‌ی خود و خدا قرار دهند.

برای برآورده شدن حاجات باید در بین راه هفت سنگ را هرکدام به یک نیت روی هم گذارند و بعد از رسیدن به بالای تپه پارچه‌ی سبزی را به درخت آنجا گره زنند و شمعی را برای روشنایی قبر اموات و آن نوری که عابدعلی در آن شب دیده بود روشن و در دل نذری کنند و بر روی زمین و تخته سنگ‌های آنجا تصویر و یا نوشته‌ی حاجت خود را حک کنند.

عده‌ای از حاجتمندان نیز به نیتی که عارف علی می‌خواسته است به خانه خدا رود دور آن تپه می‌چرخند و عده‌ای دیگر نیز از آب چشمه‌ای که آنجاست به نیت شفا و تبرک با خود می‌برند.

حرکت به سمت تپه و واسطه قرار دادن «عابد علی» بین حاجات خود و خدا!





گذاشتن هفت سنگ روی یکدیگر هرکدام به یک نیت!





گره زدن پارچه سبز به بوته‌های بالای تپه!




روشن کردن شمع به یاد نوری که «عابدعلی» دید!






نوشتن و کشیدن حاجات بر روی سنگ!





برداشتن آب به نیت تبرک و شفا!



آنچه مسلم است اینکه «سوءاستفاده‌ی عده‌ای سودجو از احساسات دینی و مذهبی مردم»، «ساده‌اندیشی و سست بودن اعتقادات مردم»، «بی‌مسئولیتی مسئولان فرهنگی، امنیتی و انتظامی» و «سکوت علما و چهره‌های دینی» باعث شده است در چنین منطقه‌ای در شیراز شاهد چنین رفتارهایی باشیم که همگان با شنیدن این اتفاق و دیدن تصاویر آن در بهت و حیرت فرو می‌روند!

http://www.seratnews.ir/fa/news/5847…88%DB%8C%D8%B1

 

عدد عجيب

مردى يهودى نزد حضرت اميرالمومنين عليه السلام آمده گفت : عددى به من بگو كه بدون كسرى 2/1 و 3/1 و 4/1 و 5/1 و 6/1 و 7/1 و 8/1 و 9/1 و 10/1 داشته باشد على عليه السلام به وى فرمود: اگر بگويم مسلمان مى شوى ؟
گفت : آرى . پس به وى فرمود: اضرب ايام اسبوعك فى سنتك ؛ روزهاى هفته ات را در سالت ضرب كن كه حاصل آن مطلوب توست .
و چون يهودى آن را صحيح يافت مسلمان شد.
شيخ بهائى در خلاصه الحساب آورده : اگر عدد ماهها در روزهاى ماه و حاصل آن در روزهاى هفته ضرب شود عددى به دست مى آيد كه بدون كسرى بر همه اعداد ياد شده قابل قسمت است .
و نيز اگر مخرج اعدادى را كه حرف عين در آنها هست كه عبارتند از ربع ، سبع ، تسع و عشر؛ يعنى چهار و هفت و نه و ده در هم ضرب شوند حاصل عددى است كه بر تمام اعداد مذكور تقسيم مى شود.

•▪•●ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ●•▪•نامه ی امام رضا علیه السلام به مــا•▪•●ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ●•▪•

 


بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ی امام رضا علیه السلام به مــا




« حضرت عبد العظیم حسنی از امام رضا علیه السلام نقل کرده است که ایشان فرمودند:

ای عبد العظیم!
سلام مرا به دوستانم برسان.
و به آن ها بگو راهی برای شیطان در نفسشان نگشایند.
دوستان ما را به راستگوئی در گفتار و امانت داری امر و تشویق کن.
همچنین دوستان ما را به سکوت و ترک جدال ها و بحث های بیهوده تشویق کن. و دستور بده که نسبت به همدیگر اقبال داشته و به هم پشت نکنند.
به دیدار همدیگر بروند. قطعا رعایت این دستورات است که آن ها را به من نزدیک می گرداند.
و همچنین خود را مشغول دریدن و پاره پاره کردن همدیگر نکنند.
به جان خودم قسم خوردم که اگر کسی چنین کند و دوستی از دوستان مرا ناراحت و غضبناک کند، از خداوند می خواهم که در دنیا شدیدترین عذاب را به او برساند و در آخرت از زیان کاران باشد.
( ای عبد العظیم ) به دوستان ما این مطلب را بفهمان که خداوند نیکوکارانشان را بخشیده و از بدکارانشان می گذرد مگر کسی که نسبت به من مشرک شده و یا دوستی از دوستان مرا اذیت کند یا در دل خود از دوستان من کینه و بدی ای داشته باشد.
چنین افرادی را خداوند هرگز نمی بخشد مگر اینکه برگردد و توبه کند و اگر برنگشت و توبه نکرد روح ایمان از قلبش خارج شده و از ولایت من خارج می شود و بهره ای از ولایت من نخواهد داشت و :
پناه می برم از چنین کسی.

« رُوِیَ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ یَا عَبْدَ الْعَظِیمِ أَبْلِغْ عَنِّی أَوْلِیَائِیَ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ أَنْ لَا تَجْعَلُوا لِلشَّیْطَانِ عَلَى أَنْفُسِهِمْ سَبِیلًا وَ مُرْهُمْ بِالصِّدْقِ فِی الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ مُرْهُمْ بِالسُّکُوتِ وَ تَرْکِ الْجِدَالِ فِیمَا لَا یَعْنِیهِمْ وَ إِقْبَالِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ وَ الْمُزَاوَرَةِ فَإِنَّ ذَلِکَ قُرْبَةٌ إِلَیَّ وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً فَإِنِّی آلَیْتُ عَلَى نَفْسِی أَنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ وَ أَسْخَطَ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی دَعَوْتُ اللَّهَ لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنْیَا أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ کَانَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِیئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَکَ بِی أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءاً فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِعَ عَنْهُ فَإِنْ رَجَعَ عَنْهُ وَ إِلَّا نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ وَ خَرَجَ عَنْ وَلَایَتِی وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ نُصِیبٌ فِی وَلَایَتِنَا وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِکَ .[۱]

[۱]. بحارالأنوار ۷۱ ۲۳۰ باب ۱۵- حقوق الإخوان و استحباب تذاک.

منبع

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31