موضوعات: "فرهنگی" یا "ماه میهمانی خدا"

✔✔✔ جنگ نرم یک واقعیت است ✔✔✔ کلیپ صوتی زیبا و تاثیرگذار
پنجشنبه 91/02/28
دفاع از مرزهای عقیدتی
اما آیا همه توی جنگ هستیم؟
دو حالت بیشتر نداره، وسط نداره
یا هستین، یا نیستین
جنگ نرم، راسته، این یه واقعیته
جنگ هست، الآن جنگه
صحنه را میبینم من، چه بکنم اگر کسی نمیبینه؟
من دارم میبینم صحنه را
میبینم تجهیز را
میبینم صف آرایی ها را
هنوز یارگیری
کی گفته جنگ تموم شده؟
خاکریزش عوض شده
بهت تکلیف کردند افسر جنگ نرمی
من میخوام از جوانها اظهار توقع کنم
جوانهای عزیز مبارزه کنید…
امروز شما مرزداران در منطقه ی دفاع مقدس از عقیده و عمل و رفتار اجتماعی هستید


جوابی دندان شکن به شاهین نجفی مرتد
پنجشنبه 91/02/28
به گزارش نمانیوز علیرضا قزوه شعری در مورد هتاکی شاهین نجفی سگ صفت مرتد به دهمین امام شیعیان حضرت امام هادی(ع) در وبلاگ شخصی خود منتشر کرد.
بسم رب النور
بسم رب العشق
بسم رب الهادی المهدی
آن که شعر و هرچه موسیقی ست
نذر درگاهش
آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند
بسم رب العشق
آن که حافظ ها و سعدی ها
عشق او و آل او را بر زبان دارند
بسم رب الهادی المهدی
صاحب عصری که عالم وامدار اوست
گرچه دجالان بدآهنگ
گرچه شیطان های بد ترکیب
داردار و واق واق خویش را آواز می گویند
این نه موسیقی ست
این نه شعر و نه ترانه
این همه فحش است
این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست
بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب
کارگردان
استخوانی پرت خواهد کرد
پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو
آن دَل هرجایی یابو
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است
مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر
مزد این چندین دهان بی چاک
استخوانی
مزد این مزدورهای مست عیاشش
فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند
جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر
جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند
پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش
مرتدند اینان نه یک تن شان
مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر
با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل
با همان مسئول کلاشش
مرتد دوم
کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ
مرتد سوم همین خفاش عیاشش …
مانده آن سو مادری چشم انتظار راه
مادری شرمنده ی شاهین…
نه ، خفاشش!

الهی
سه شنبه 91/02/26
الهی
چگونه می توانم طلب عفو وبخشش کنم درحالی که هنوزشعله های عصیان دردرونم فروزان است.

زنگ مدرسه، اذانِ شتافتن به آستان مقدس معلم است
دوشنبه 91/02/11
اگر دستم را به دستان تو نسپارم، در جاده سنگلاخ جهل، به کدام دستاویز
متوسل شوم؟
با تو، هواى سرزمین دانش هرگز ابرى نیست. آفتاب بى دریغ، معلم!
عشق، معلم است و معلم، عشق. خوشا آن که عاشق شود!
بهترین معلم، همان است که در کلاس نگاهش میان ذهن و دل دانش آموز، طواف مى کند.
پایت را همیشه جاى پاى معلم بگذار؛ او راه را اشتباه نمى رود.
کسى که براى معلم خود بهترین شاگرد باشد، روزى براى شاگرد خود بهترین معلم خواهد بود.
معلم بى مهر، جهاد خود را تباه مى کند.
آموزگار خوب، حتى نگاهش را بین شاگردان خود به مساوات تقسیم مى کند.
همه جا مى تواند کلاس درس باشد و همه آدمیان براى یکدیگر، معلم.
آموزگارى که سینه اش لبریز از دانش و حقیقت است، پیراهنش بوسیدنى است.
آموزگار حقیقى، غم هایش را پشت در جا مى گذارد و با لبخند وارد کلاس درس مى شود.
آموزگارم! اگر تو نبودى، کابوس شب هایم به رنگ سؤالاتِ بى جواب بود.
زنگ مدرسه، اذانِ شتافتن به آستان مقدس معلم است.
هر گیاه دانش که سر از خاک برمى آورد، ابتدا به تو سلام مى کند.
هر انسانى که به دنیا مى آید، بارى بر دوش معلمان زمین افزوده مى شود.
آن چه معلم روى تخته سیاه مى نویسد، کمترین چیزى است که از او مى آموزیم.
نهایت آموختن معلم، رفتار اوست.
معلم خوب، ابتدا خوب زندگى کردن را به شاگرد مى آموزد و پس از آن، خوب درس خواندن را.
عاقبت، روزى تخته سیاه ها زبان مى گشایند و خستگى قرن هاى معلم را شهادت مى دهند.
معلم، لقمه هاى دانش را با دستان خویش، در سفره ذهن دانش آموزان مى گذارد.
«سودابه مهیجى»