
تسلیت سالروز شهادت شهید چمران
دوشنبه 95/03/31
قهرمان علم و جهاد شهید دکتر مصطفی چمران
شهید دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 متولد شد. ایشان دارای مدرک دکترا در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی کالیفرنیا بود. در سال 1349 به دعوت امام موسی صدر و مبارزه با صهیونیسم به لبنان هجرت کرد و گروه «امل» را تأسیس نمود. وی بعد از انقلاب از سوی امام خمینی(ره) به وزارت دفاع منصوب گشت و در دوره اول مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به مجلس راه یافت. با شروع جنگ به جبهه عزیمت نمود و با همکاری مقام معظم رهبری ستاد جنگهای نامنظم را تشکیل دادند. سرانجام در 31 خرداد 1360 در دهلاویه شربت شهادت نوشید
.
همیشه آدم های خیلی بزرگ رو نمی شه توی یکی دوتا مطلب معرفی کرد. به خاطر همینه که آدم های بزرگ؛ اونایی که به یه منبع انرژی لایتناهی وصل بودن بعد از ترک دنیای خاکی مبهمند. همه در موردشون مطلب می نویسند. کلی مصاحبه و مقاله و زندگینامه و … در موردشون می نویسند و می گویند ولی آخرش شنیدن کی بود مانند دیدن. فقط می شه آه کشید و آرزو کرد. شاید توی اون دنیا ببینیمشون و شاید دستمون رو گرفتن و …
شهید چمران یکی از همون آدمهاییه که انگار هرچی مطلب و زندگینامه و خاطره و دستنوشته ازش بخونی کم خوندی. انگار از هر طرف نگاهش کنی قشنگه. وقتی یه انسان مرگش، شهادتش، انسان ساز باشه حتماً در طول زندگی حرفی برای گفتن داشته؛ او کسی بود که بزرگ مرد قرن حضرت امام خمینی(ره) درشهادتش چنین فرمود:« چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروههای سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جانخود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.
هنر آن است که بیهیاهوی سیاسی و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.
و اما ما میتوانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.

تسلیت وفات بزرگ بانوی اسلام
چهارشنبه 95/03/26
وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق میزنم، تو را سرشار از عشق به رسول خداصلی الله علیه واله وسلم میبینیم.
از آن ثانیه که میهمان لحظه های عشق عمیق تو به محمّد صلی ا لله علیه وآله وسلم شدم، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.
خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگهای روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!
این امانت و درستی محمّد امین صلی الله علیه وآله وسلم بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامنگیر کرد تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.
غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود، ای بانوی آفتاب!
سینه تاریخ، امین شبنمهای توست که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی و پیشکش آیین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهمهای بیبدیل تو نبود، رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمیشد.
قارونهای عرب، خواستار تو بودند، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد صلیا لله علیه وآله وسلم شدی؛ چه سرزنشها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که میگفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه، عقد یگانگی ببندی؟
امّا تو، نه تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست، که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.
چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو. برای روح نازک محمّد صلی ا لله علیه وآله وسلم ! حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر صلی ا لله علیه وآله وسلم به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بیاندازه نباشد که عایشه، روزی گفت: «چرا این همه از خدیجه میگویی، «در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!» و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «خاموش عایشه! دیگر هیچگاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمیآورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.»
10رمضان وفات بزرگ بانوی اسلام حضرت خدیجه کبری سلام الله علیهاتسلیت باد