موضوع: "تربیتی"

روان شناسی تبلیغ
چهارشنبه 91/01/30
یك روز اصحاب در خدمت پیامبر بودند. جوانی از مقابل این جمع عبور كرد. اهالی آن محل و حضار در مسجد شروع به بدگویی از جوان كردند و گفتند: جوان لاابالی ای است و تعبدی ندارد و از دست رفته است.
پیامبر پرسیدند: آیا نماز می خواند؟ پاسخ گفتند: بله، اما همیشه جزو لاابالی هاست.
پیامبر فرمود : او را رها كنید، همان اندازه نماز خواندنش او را با سعادت خواهد كرد. باید معنویات جوان را به هر اندازه كه در او هست بپذیریم و به عنوان یك نعمت و یك غنیمت آن را تشویق نماییم. تا به تدریج شعاع خوبی هایش رشد کند و وسیع تر شود

اخلاص سرّی از اسرار الهی
دوشنبه 91/01/28
آیتالله قرهی معتقد است که؛ «اخلاص» سرّی از اسرار الهی و ودیعه حضرت حق بر محّبینش در عالم است.
آیت الله روحالله قرهی در آخرین جلسه درس اخلاق خود که در مسجد و حوزه علمیه امام مهدی(عج) برگزار شد، به بیان ویژگیهای «بندگان مخلص» پرداخت که مشروح آن در پی میآید.
ذوالجلال و الاکرام به بعضی از بندگان خاص خودش، اسراری را مرحمت میفرماید که جز این بندگان خاص حضرت حق کسی به سرّ نخواهد رسید؛ به این دلیل که در سرّ به معنی آنچه بین عبد و ذوالجلالوالاکرام است، لذّتی هست که هیچگاه عبد آن لذّت را با هیچ چیز دیگر عوض نمیکند. آنقدر در این مقوله سرّ و اسرار الهی، بین ذوالجلال و الاکرام و بندهاش خلوت است، که هیچ کس جز خودش و بندهاش و بندگانی که در این حیطه سریه حضرت حق قرار گرفتهاند، از رمز و رموز سرّی که ذوالجلال و الاکرام در سینه آنها قرار میدهد، با خبر نمیشود.
امّا گاه ذوالجلال و الاکرام از لسان خودش و لسان انبیاء عظام و لسان حضرات معصومین (علیهم صلوات المصلین)، با ایما و اشاره، راجع به این سرّ سخن گفته است که این هم یکی از آن عجایب است. پیغمبر اکرم، حضرت محمّد مصطفی(ص) فرمودند:
«مُخْبِراً عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[۱]، جبرائیل امین، خبری را از جانب حضرت حق مرحمت کرد که «أَنَّهُ قَالَ الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِی» عزّوجلّ فرمودند: اخلاص سرّ است، آن هم سری از اسرار من.
نکته بسیار مهمّی است. اوج این مطالبی که در این جلسات راجع به اخلاص بیان میکنیم، این است که ذوالجلال و الاکرام میفرماید: خود این اخلاص سرّ است. ذوالجلال والاکرام هر کسی را به این سرّ خودش آگاه نمیکند.
میفرمایند: «سِرُّ مِن اَسراری اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِی» خدا این سرّ را در قلب کسی که او را دوست دارد و به او عشق میورزد، ودیعه قرار میدهد.
لذا اخلاص، سرّی از اسرار الهی و ودیعه حضرت حق بر محّبینش در عالم است.
آن حکیم فرزانه، عالم عظیمالشّأن، فقیه موّحد، آیتالله آسیّد علی آقا قاضی تعبیر بسیار زیبایی را ذیل این روایت شریف دارند. ایشان میفرمایند: وقتی اخلاص سرّ است و من ناحیة الله به قلب محبوبش ودیعه داده میشود، معلوم است غیر مخلصین عالم کسی از کنه اخلاص با خبر نمیشود. دیگران چه میفهمند مقام اخلاص چیست.

ماجرای یک بسته میوه اضافی برای آقا
یکشنبه 91/01/27
در یک سفر قرار شد حضرت آقا با پرواز ایرانایر بروند. مسئولان پرواز بعد از اینکه متوجه حضور رهبر انقلاب در این هواپیما شدند، علاوه بر خوردنیهای معمول، که برای پذیرایی مسافران در نظر گرفته شده بود، یک بسته میوه اضافه هم برای ایشان آوردند.
آقا با دیدن این بسته میوه ناراحت شده و به یکی از همراهان خود اعتراض کردند که این بسته میوه را بردارند و ببرند.
در واقع ایشان اصلا اجازه نمیدهند که برای سفرهایشان تدارک خاصی دیده شود و معمولا در پروازها تنها با یک استکان چای (از همانی که به مسافران داده میشود) و یک کیک کوچک که از فروشگاههای بیرون تهیه شده از ایشان پذیرایی میشود اجازه نمیدهند چیز دیگری به اینها اضافه شود
بخشی از خاطرات امیر خلبان تورج دهقانی زنگنه فرمانده آشیانه جمهوری اسلامی ایران

من چای میدهم!
یکشنبه 91/01/27
محمدرضا سرشار در سایت شخصی خود خاطرهای از دیدار رضا میرکریمی- نویسنده و کارگردان سینما - با رهبر انقلاب را نقل کرده است.حدود دو سال پیش، در سفری به مشهد، با آقای رضا میرکریمی - نویسنده و کارگردان سینما - همراه شدیم. در راه، صحبت از ساده زیستی رهبر انقلاب - حضرت آیتالله خامنهای - شد. آقای میرکریمی خاطرهای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد که بسیار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسید بیان آن، برای دیگران نیز بتواند روشنگر برخی مطالب باشد.
آقای میرکریمی میگفت(نقل به مضمون):
“هر وقت در جریان کار و زندگی زیاد به من فشار [روانی ] وارد میآید، در هر مرحلهای که باشم، همه چیز را رها میکنم و - گاهی از همان سر کار - تلفنی به خانه میزنم و یک راست به فرودگاه میروم. همان جا بلیطی تهیه میکنم و عازم مشهد میشوم. آنجا زیارتی[و درد دلی] با امام رضا (ع) میکنم و آرام میشوم، و برمیگردم.
یک بار - در یکی از همین سفرها - توی هواپیما نشسته بودم و در خودم بودم که دیدم در قسمت جلو هواپیما انگار وضعیت متفاوتی است. به این معنی که، کسانی را میدیدم که از جاهای مختلف هواپیما، یکی یکی به قسمت جلو میرفتند. آنجا کنار یکی از صندلیها مینشستند. با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی میگفتند و میشنیدند. بعد، خوشحال و راضی، برمیگشتند و سر جایشان مینشستند.
کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست. از یکی از کسانی که از آنجا برمیگشت، موضوع را پرسیدم. گفت: کسی که آنجا نشسته، مقام معظم رهبری است.
هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپیما رفتم و از فردی که معلوم بود محافظ است پرسیدم: میشود رفت، با آقا صحبت کرد؟
گفت: بله. قدری صبر کن تا کسی که پهلوی آقاست، صحبتش تمام شود.
از فرصت استفاده کردم و پرسیدم: چرا آقا با پرواز عمومی به مشهد میروند؟!
گفت: آقا فقط سفرهای رسمی دولتی را با پرواز اختصاصی میروند. سفرهای شخصی [که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهد است] را مثل همه مردم، با پروازهای عمومی میروند.
پرسیدم: یعنی میروند برایشان بلیط هم میخرید؟!
گفت: بله. مثل همه مسافرهای معمولی، برایشان بلیط میخرند. بدون اطلاع یا تشریفات خاص، میآیند سوار هواپیما میشوند و راهی می شوند. تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ایشان میشوند.
صبر کردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفی کردم و …. “
با خود گفتم: از کسی که عمری را به سادگی و با حداقل امکانات مادی زیسته و اکنون رهبری انقلابیترین نظامهای سیاسی - و البته مذهبی - جهان را بر عهده دارد، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیتالمال و قائل شدن مرز و تفاوت بین کار شخصی و کار حکومتی نیز انتظار نمیرود. کاش دیگر مسئولان نظام، خاصه آنان که این لباس مقدس را - که در حقیقت لباس رسول اکرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ایشان، در رعایت مسائل مالی و امکانات بیتالمال، خدا را در نظر میگرفتند و تقوا میورزیدند.
گفتنی است سید رضا میرکریمی از کارگردانان متعهد کشورمان است که تا کنون فیلم های “زیر نور ماه"، “خیلی دور خیلی نزدیک” و “به همین سادگی” را ساخته و به نمایش درآورده که هر سه فیلم با استقبال مردم و منتقدان سینما روبرو شده بود.
منبع : تبیان